شعری برای هیئتی ها

 شعر زیر مناسب حال و هوای این ایامه که ایام عزاداری اباعبدالله هست
التماس دعا

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام

تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!

بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
ادامه نوشته

نقدی بر فیلم جنگ جهانی زامبی محصول 2013 با بازی برد پیت


جنگ جهانی زامبی ، اعتراف تلخ صهیونیستها به وعده قرآن

world-war-z-bb

 سید محمد مهدی پوریزدان پرست//همه چیز در فیلادلفیا  روال عادی خود را دارد تا اینکه ناگهان  مخاطب با دیدن تهاجم  انسانهایی وحشی که به سرعت میدوند و حمله میکنند غافل گیر می شود ، معلوم می شود این افراد به نوعی ویروس مبتلا شده و خصلتهایی غیر انسانی پیدا کرده اند نام زامبی نام مشهوری است که پیش از این در فیلمها و بازی های متعددی بکار رفته .

زامبی ها به انسانهای شهر فیلادلفیا حمله کرد  و با گاز گرفتن آنها طی ده ثانیه زامبی دیگری بوجود میاید سرعت تبدیل انسانهای دیگر به زامبی های جدید آنقدر زیاد است که جای واکنش و یا حتی فرار نیز  بجا نمی گذارد.

 
ادامه نوشته

محبت اهل بیت(ع)، «قدرت مبارزه با نفس» را افزایش می‌دهد

یکی از موضوعات بسیار مهم در راه مبارزه با نفس، محبت است


·         یکی از موضوعات بسیار مهم که در راه مبارزه با نفس قابل توجه می‌شود، محبت است. محبت می‌تواند به دنیا یا به خدا و اهل بیت(ع) تعلق بگیرد. ابتدا رابطه بین مبارزه با هوای نفس و اصل محبت را بیان می‌کنیم و بعد به موضوع محبت اهل بیت(ع) که جدا از پذیرش ولایت و مدیریت آنها است، خواهیم پرداخت.


مبارزه با نفس یعنی مبارزۀ نفس با نفس/تنها ابزار مبارزه با علاقه‌های بی‌ارزش، علاقه‌های دیگر انسان است

ادامه نوشته

آموزه روزه

ماه مبارک رمضان، با شکوه و شوکتی شگرف، دوباره به روی مشتاقان شرافت، آغوش می ‌گشاید و با هلال محرابی ‌اش، هلهله ‌ی اهل پارسایی و پروا می‌ انگیزد و غوغای غفران و همایش هدایت می ‌آغازد و اینک با ضمیری شادمانه و نیازی عاشقانه در قدوم بهاران معنویت در این حرارت طبیعت، غنچه‌های غنوده در پرچین پرهیز می ‌افشانیم و هم آوا با مولای منتظران، خوش آمدش می ‌گوییم. شکرا که دوباره ابواب بهشت را گشودند و دریغا اگر با بال بصیرت به اوج رحمت و رهایی نرویم و از این فرصت فرید فیض، بهره‌ ور نشویم.

یک سال، با فراز و فرود بسیار، رهسپاری نمودیم و در راه روشن آیین آسمانی ‌مان گام نهادیم و در این طی طریق از ذخایر معنوی وجودمان سود جستیم و با محرک ایمان باطن به سوی اهداف الهی، قوای ظاهر خویش را به حرکت واداشتیم و اینک ماه مبارک رمضان، هنگامه ‌‌ای است که می‌ توانیم ذخایر درون را غنی سازیم و ریزش‌های نفسانی را با رویش‌‌های سبز «‌صبر» ‌و «صلوة» ‌جبران نماییم. لغزشگاه ها و کژراهه ‌ها آنگاه رخ می ‌نمایند و آدمی را به خود فرامی ‌خوانند که کاهش ذخایر نفسانی آغاز شود و توان حرکت‌ های پیش رونده از رهروان سلب گردد. گویا با تشریع روزه برای اهل ایمان، خالق یکتا اراده فرموده که هر سال با انباشت ذخایر نوین معنوی، از توان سیر و سلوک در صراط مستقیم کاسته نشده و با امداد از روشنایی روزه و نور نیایش و فروزندگی فطر، فانوس فطرت انفس، پدیدار و پایدار بماند.

روزه، آموزه‌ هایی دارد که هر کدام از آنها دریایی از معنا و معنویت را به موج وامی ‌دارد و به اوج عزت می ‌رساند. 

برای مشاهده این آموزه ها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

رستگاران ماه رمضان

خدا را بی نهایت شاکریم که از خزانه ی موهبت و الطاف بی کران خود بر ما منت نهاد تا دگرباره بتوانیم این ماه پر برکت و پر فضیلت را درک نماییم؛

 ماهی که خداوند متعال در شأن آن می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی لناس و بینات من الهدی و الفرقان...» (ماه رمضان (ماهی است) که در آن برای راهنمایی مردم و بیان راه روشن و هدایت و جدا ساختن حق از باطل ، قرآن نازل شده است.) و در ادامه آیه می فرماید: «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه...» (پس هر که این ماه را دریابد، باید که در آن روزه بدارد.)

 این قسمت از آیه نیز تأکید بر وجوب روزه، در این ماه دارد ولی با این وجود، مریضان و مسافران را (بر اساس احکامی که در شرع مقدس موجود است) از این امر عظیم مستثنا دانسته و روزه داری را از آنان ساقط می نماید و این امر واجب را در هنگام سلامتی و فراغت از سفر بر آنان واجب نموده تا کاستی های خود را جبران نمایند؛ «و من کان منکم مریضا ً او علی سفر فعدة من ایام اخر» (وهر کس که بیمار یا در سفر باشد به همان تعداد از روزهای دیگر روزه بگیرد.) و دلیل این امر را سهل و آسان گرفتن پرورگار بر بندگانس می خواند، به طوری که در ادامه آیه می فرماید: «یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر...» (خداوند برای شما آسانی و راحتی می خواهد و خواهان سختی برای شما نیست.) و بندگان خویش را امر به تکمیل کسری روزه هایشان می نماید؛ «ولتکملو العده...» (و باید که آن شمار (یعنی روزه هایی که به علت های ذکر شده نگرفته اید) را تکمیل کنید.) و در ادامه می فرماید: «ولتکبروالله علی ما هدیکم و لعلکم تشکرون» (و خدا را بدان سبب که راهنمایی تان کرده است، به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاسگزار باشید.) (1)

ما باید این ماه را بیش از پیش قدر دانسته و از آن کمال استفاده را نماییم، چرا که این ماه، ماه بسیار پر فضیلتی است و با ماه های دیگر قابل مقایسه نیست، چنانچه رسول گرامی اسلام فرمودند: «لما حضر شهر رمضان سبحان الله! ماذا تستقبلون؟! و ماذا یستقبلکم؟! قالها ثلاث مرات» (سبحان الله! به پیشواز عجب ماهی می روید؟! و عجب ماهی به شما روی می آورد؟! و این را سه بار تکرار فرمودند.) (2) و در جای دیگر نیز فرمودند: «ان ابواب السماء تفتح فی اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الی آخر لیلة منه» (به درستی که در نخستین شب ماه رمضان درب های آسمان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نمی شود.) (3) از نشانه های عظمت این ماه نسبت به ماه های دیگر همین بس که در قرآن از آن به بزرگی یاد شده و این ماه را ماه نزول قرآن می خواند. 

ادامه نوشته

آمد رمضان

آمد رمضان و عید با ماست

قفل آمد و آن کلید با ماست


بربست دهان و دیده بگشاد

وان نور که دیده دید با ماست


آمد رمضان به خدمت دل

وان کش که دل آفرید با ماست


در روزه اگر پدید شد رنج

گنج دل ناپدید با ماست


کردیم ز روزه جان و دل پاک

هر چند تن پلید با ماست 


روزه به زبان حال گوید

کم شو که همه مرید با ماست


چون هست صلاح دین در این جمع 

منصور و ابایزید با ماست


مولانا

آیا شکافته‌شدن کعبه در منابع اهل سنت منعکس شده است

حاکم نیشابوری از بزرگان اهل سنت در «مستدرک صحیحین» می‌گوید: روایات متواتر است که فاطمه بنت اسد، امیرمؤمنان علی‌بن ابی‌طالب ـ کرّم الله وجهه ـ را در خانه کعبه به دنیا آورده است.

خبرگزاری فارس: آیا شکافته‌شدن کعبه در منابع اهل سنت منعکس شده است

 هنگام ولادت امیرمؤمنان امام علی ـ علیه‌السلام ـ دیوار کعبه شکافته شده است. یکی از سوالات در این‌باره این است که «آیا این واقعه در منابع اهل سنت منعکس شده است؟»

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم، در یادداشتی این مساله را بررسی کرده است.

ادامه نوشته

چرا تحريم‌ها به برنامه هسته‌اي ايران ارتباط ندارد؟

رئيس جمهور آمريکا در آغاز سال جاري طي نطقي تلويزيوني مدعي شد اگر نگراني جامعه جهاني (بخوانيد آمريکا و اسرائيل) در مورد برنامه هسته‌اي ايران برطرف شود، تحريم‌ها عليه ملت ايران برداشته مي‌شود. اين در حالي است که پيش از آن وزير خارجه سابق آمريکا صراحتاً تحريم‌ها را نوعي مجازات ناخواسته براي مردم ايران مي‌دانست که به دليل تبعيت از سياست‌هاي حکومت ايران بايد متحمل شوند. 
 
نطق نوروزي اوباما حاوي نکات مهمي است که ناشي از نظرات کارشناسي اتاق‌هاي فکر تحريم در اين کشور است. تمامي مطالعات صورت گرفته توسط کارشناسان برجسته امنيت ملي آمريکا، تحريم‌ها عليه ايران را فاقد تاثيرگذاري بر اراده مسئولان مي‌داند. طبق اين مطالعات علي رغم تاثير تحريم‌ها بر اقتصاد ايران و افزايش فشار بر مردم، همچنان هيچ علامتي از جدايي مردم از حکومت ايران ديده نمي‌شود. در نتيجه نوع رفتار ملت ايران، طراحان تحريم در آمريکا از سرنگوني حکومت ايران نااميد و به جاي آن به دنبال تاثيرگذاري بر انتخابات آتي رياست جمهوري ايران هستند تا حداقل جريانات سياسي محافظه‌ کار يا اصلاح طلب روي کار بيايند. 
 
همانطور که مقام معظم رهبري چندي قبل اشاره کردند، نقطه ضعف تحليل‌گران آمريکايي عدم شناخت صحيح از ملت ايران است. چرا که بر خلاف تصور دشمن، ملت ايران با افزايش فشار تحريم نه تنها کوتاه نمي‌آيد بلکه متحدتر شده و با جديت بيشتري در مقابل دشمن مي‌ايستد. اين پديده شگفت در مقاطع مهم تاريخي از جمله انتخابات مجلس شوراي اسلامي و راهپيمائي بي‌نظير 22 بهمن ماه سال گذشته تجلي يافته است و انشاء الله در انتخابات رياست جمهوري آتي نيز بار ديگر تکرار مي‌شود. 
 
ما در اين مجال با توجه به تجربه گذشته و تحريم‌هاي صورت گرفته عليه کشور، نکاتي در خصوص اظهارات دروغين دشمنان در خصوص رابطه برنامه هسته‌اي ايران و تحريم‌ها بيان مي‌کنيم:
ادامه نوشته

تو بپرس از دل پر خون و غمت ، چهره  یاس کتک داشت؟ نداشت

دل خورشید محک داشت؟ نداشت

یا به او آئینه شک داشت؟ نداشت

آسمانی که فلک می بخشید

احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت

غیر دیوار و در و آوارش،شانه وحی کمک داشت؟ نداشت

مردم شهر به هم می گفتند ، در این خانه ترک داشت ؟ نداشت

شب شد و آئینه ماه شکست . دست این مرد نمک داشت؟ نداشت

تو بپرس از دل پر خون و غمت ، چهره  یاس کتک داشت؟ نداشت...

مفهوم یابی سبک زندگی در اندیشه امام(ره)

سبک زندگ از نظریه نشأت می گیرد یا نظریه از سبک زندگی؟ نسبت هستی شناسی با سبک زندگی چیست؟ آیا می توان با «تزریق» یک انگاره ی وجود شناختی، آدمیان را به ساخت عالمی متناسب با آن انگاره متمایل کرد؟ آیا می توان با یک سبک از زندگی، منظومه ای هستی شناختی را در ذهن آدمیان متولد کرد؟
 
«سبک زندگی» هرچند مفهومی نوپدید نیست لیکن دیرزمانی نیست که جایگزین مفاهیمی چون «طبقه اجتماعی» برای جبران جاماندگی تفکر اجتماعی در توضیح تحولات متاخر شده است. سبک زندگی تا زمانی که در پارادایم علم جدید استفاده می شود، معنا و اقتضائات تاریخی اش را با خود به همراه دارد. اما زمانی که قرار است در نسبت با منطق دیگری چون منطق دینی استفاده شود، بهتر آن است که برایش معادلی در تاریخ دین یافت شود. یافتن این معادل به محقق کمک خواهد کرد تا ردّ مناسبات این مفهوم را با سایر مفاهیم دینی پیدا کند. حساسیت نسبت به مفهوم سبک زندگی در محافل علمی بخصوص از زمانی که رهبر انقلاب آنرا نرم افزار تمدّن اسلامی خواندند، بیش از گذشته شد. آنچنان که  از تعریف رایج برمی آید اجزای تشکیل دهنده ی سبک زندگی که این مفهوم را توضیح می دهد از قبیل خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیطهای مختلف ، ابعاد نوپدیدی در زندگی ما نیستند و طبعاً می توان در میان انحاء تفکر و علوم متولد شده در تاریخ فرهنگ و تفکر اسلامی، در قبال آنها مفهومی را یافت که امکان مطالعه ی آنرا در منطق و ادبیات دینی تسهیل کند. رهبر انقلاب خود اصطلاح «عقل معاش» را در مفهوم جامع خود، مترادف مفهوم سبک و فرهنگ زندگی دانستند. این بدان معناست که لازم است برای فهم درست این مفهوم و بهره بردن از مآثر فکری و تمدنی در پاسخ به مسائل مرتبط با آن، بدنبال کشف مفاهیم معادل باشیم. این نوشتار تلاشی در همین زمینه است.
 
 
ادامه نوشته

آیا برگزاری مجالس "فرحة الزهراء" و "عمرکشون" جایز است؟

روز نهم ربیع‌الاول نزد شیعیان جایگاه خاصی دارد، چرا که این روز را یکی از اعیاد مهم تلقی کرده و به خاطر سالروز آغاز امامت امام زمان(عج) به شادی می‌پردازند.

البته گهگاهی دیده می‌شود که بعضی از افراد جاهلانه یا عامدانه بیان می‌کنند که در چنین روزی خلیفه دوم کشته شده و با عناوینی مانند "عید الزهراء"، "فرحة الزهراء" و "عمر کشون" مجالس وحدت شکنی برگزار می کند.

همچنین برای مشروعیت بخشی به این مراسم، داستان‌سرایی‌های بسیاری هم شده و حتی روایتی با عنوان "رفع القلم" نقل می شود که در این روز گناه کردن و به کار بردن الفاظ رکیک جایز است!! افسانه‌هایی که بیشتر توسط دشمنان اسلام و برای دامن زدن به اختلافات مذهبی میان شیعه و سنی ساخته می‌شود.

تعدادی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به سؤالاتی پیرامون اهانت به خلفا و شخصیت های مقدس اهل سنت و همچنین تشکیل مجالس فرحة الزهراء دیدگاه خود را اعلام کردند.

سؤال: لعن یا اهانت به یکی از خلفا و همچنین عایشه و حفصه، آشکارا یا مخفیانه چه حکمی دارد؟ آیا بیان مطاعن ایشان در مجالس عمومی جایز است؟ تشکیل مجالس عیدالزهراء، آشکارا یا مخفیانه چه حکمی دارد؟

پاسخ:

آیت الله العظمی خامنه ای: بعضی‌ها به نام شاد کردن دل فاطمه زهرا، این روزها و در این دوران کاری می‌کنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند ... اگر امروز کسی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور سیاسی آمریکا، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور آمریکا، وسیله‌ای پیدا کند، دلیل پیدا کند، نواری پیدا کند، ببرد اینجا و آنجا بگذارد، بگوید کشوری که شما می‌خواهید انقلابش را قبول کنید این است، می‌دانید چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد؟ بعضی دارند به نام فاطمه زهرا(س) این کار را می‌کنند، در حالی‌که فاطمه زهرا راضی نیست، این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شده ... آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شاد کردن دل فاطمه زهرا، کاری کند که دشمنان حضرت زهرا را شاد کند کند. (هفته‌نامه عملی – فرهنگی بصیر(حوزه)، سال چهاردهم، شماره اول، مسلسل 323، صفحه 6)

نباید به خاطر دفاع از شیعه به آتش‌افروزی میان غیر شیعه شتاب داد. این جور نباشد که کسى از یک گوشه‌اى خیال کند دارد از شیعه دفاع می‌کند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنى ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد، این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست، اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیست‌هاست. (27 آذر سال 1387)

آیت الله العظمی بهجت(ره): چه بسا این کار‌ها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آن‌ها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی: لازم است از کارهایی که باعث تفرقه صفوف و ایجاد شکاف بین مسلمانان می شود خودداری شود و همه ی مسلمین در برابر دشمنان اسلام متحد شوند. ما روز نهم ربیع را به مناسبت شروع ولایت و امامت حضرت مهدی (عج) جشن می گیریم و این روزی است که به نام «فرحة الزهرا» معروف است. جشن گرفتن این روز یک امر عرفی است و وجه شرعی ندارد. بعضی افراد کارهای دیگری به این مناسبت اضافه کرده اند که ما در این مورد صحبتی نمی کنیم.

سؤال: نظر شما درباره حدیث رفع قلم در روز نهم ربیع الاول چیست؟

پاسخ:

آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره): بسمه‌تعالى. روایت مزبور صحیح نیست و فرقى بین ایّام نیست و معصیت، معصیت است، والله العالم.

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره): بسمه‌تعالى. حدیث رفع القلم صحیح نیست، بلکه هر مسلمانی موظف به انجام واجبات دینی بوده و فرقی در ایّام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالی که موجب تفرقه مسلمین یا وهن شیعه شود جایز نیست.

  

آیت الله العظمی مکارم شیرازی: بسمه‌تعالى. روایتی با عنوان رفع قلم در آن ایّام مخصوص در منابع معتبر نداریم. و ثانیاً بر فرض چنین چیزی باشد ـ که نیست ـ مخالف کتاب و سنت است و چنین روایتی قابل پذیرفتن نیست. حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست هم‌چنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر. و ثالثاً تولّی و تبرّی راه‌های صحیحی دارد نه این راه‌های خلاف. 

ناگفته‌هايي از مصطفاي شهيد/ خانواده احمدی روشن از شهید نسل سوم انقلاب می گویند

یکسال از صبح روز چهارشنبه‌اي كه خبر انفجار يك ماشين در اثر چسباندن بمب مغناطيسي به يك پژو در ميدان كتابي تهران، تيتر يك تمام رسانه‌ها شد؛ می گذرد. ترور ناجوانمردانه‌اي كه دقيقاً در سالروز شهادت دكتر مسعود علي‌محمدي و در سالروز شهادت شهيد شهرياري دقيقاً با همان سبك ترور رخ داد، تا همه‌ي دنيا بفهمند كه صهيونيست‌ها در قبال ملت ايران آن‌قدر ضعيف و زبون شده‌اند كه راه ديگري جز استفاده از ابزارهاي وحشيانه و غيرانساني ندارند.

مصطفی احمدی روشن فارغ التحصیل انقلابی و روشن دانشگاه شریف، هدف این حمله تروریستی بود. حمله ای که بعدها مشخص شد با طراحی و هدایت سرویس جاسوسی اسرائیل و همکاری میز مشترک سرویس های اطلاعاتی غربی، و برخی کشورهای همسایه به اجرا در آمده بود. مصطفی به زودی به نماد شهدای نسل سوم انقلاب اسلامی مبدل شد تا نشان دهد که عرصه جهاد نسل سوم نه در جبهه نظامی بلکه در عرصه جهاد علمی است.

ادامه نوشته

برای شکوفا کردن فطرت کافی است یک گوشه‌ از فطرت انسان عمیقاً شکفته شود و حسین(ع) بهترین فرصت است

پناهیان با تبیین این مطلب که نیاز ما به مباحث فطری مهم‌تر از مباحث اخلاقی است، گفت: «بسیاری اوقات به جای کلاس اخلاق یا پرداختن به برخی مباحث رایج اخلاقی باید «کلاس فطرت» بگذاریم و به جای پرداختن به خُلقیات و ملکات نفسانی به گرایش‌های فطری و معارف فطری بپردازیم و فطرت خود را شکوفا کنیم. البته در این مسیر ملکات خوبی نیز کسب کرده و ملکات بدی نیز ریزش خواهد کرد، اما مسأله اصلی شکوفا کردن فطرت است نه اخلاق.»

به گزارش رجانيوز، پناهیان با تببین نگاه غرب به فطرت گفت: تمام تلاش فرهنگی غرب برای محجوب نگه داشتن فطرت و القای خواسته‌های کاذب به انسان‌هاست و تمام تلاش فرهنگی ما برای شکوفا و مکشوف کردن فطرت است. این استاد حوزه و دانشگاه در تبیین نقش منحصر به فرد امام حسین(ع) در سلوک معنوی و شکوفایی فطرت، با بیان برخی از آیات و روایات به توضیح یک «اصل مهم در رشد و تعالی انسان» پرداخت و گفت: «فلسفۀ ارسال انبیاء الهی این است که به انسان‌ها کمک کنند تا میثاق فطری انسان‌ها را به آنها یادآوری کرده و فطرت خود را شکوفا نمایند.

ادامه نوشته

جایگاه اسرار آمیز آیه ولایت در قرآن

یکی از مطالب بحث برانگیز راجع به آیه غدیر این است که چرا در ظاهر بین این آیه و ما قبل و ما بعد آن ربطی احساس نمی شود؟!

«الْیَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیم»(1)؛ امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خودبر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم پس هر که در گرسنگی بی چاره ماند بی آنکه قصد گناه داشته باشد ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است .

 

چه آیه را راجع به قضیه غدیر بدانیم مثل تمامی شیعیان و بسیاری از برادران اهل تسنن (2) یا آن را به قضیه غدیر بی ربط بدانیم در هر صورت این سۆال پا بر جاست که چرا آیه به ماقبل و مابعد خود بی ربط است !؟

اساسا آیا لازم است آیات قرآن به قبل و بعد خود ، مانند کتابهای متعارف بشری ، مرتبط باشند ؟!

اگر لازم است آیا این ربط بین آیات برای افراد عادی قابل درک است؟!

مفسیرین تا چه اندازه به ارتباط آیات با یکدیگر توجه نموده اند؟!


(برای دیدن پاسخ این سوالات و سوالات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید)

ادامه نوشته

شرطی برای تکمیل تشکر از خدا

شكرگزارى همان قدردانى از نعمت است ، خواه در عمل باشد یا به وسیله زبان و یا به قلب ، و كفران و ناسپاسى نعمت ، بى اعتنائى به نعمت ها، تحقیر و تضییع آنها است و عدم توجه به صاحب نعمت .


و مهمترین بخش شكرگزارى همان شكر عملى است ، چه بسیارند كسانى كه با زبان شكر خدا مى گویند، ولى در عمل كفران مى كنند.

كسانى كه اصراف و تبذیر مى كنند، و یا بخیل هستند، یا نعمت هاى الهى را وسیله فخرفروشى بر دیگران قرار مى دهند، یا بر اثر نعمت مست مى شوند و طغیان مى كنند، همه آنها ناسپاسند، و در طریق كفران نعمت گام برمى دارند، به عكس آنها كه نعمت هاى الهى را كتمان نمى كنند، و آشكار و پنهان انفاق مى نمایند و با گسترش نعمت ، تواضع آنها در مقابل خالق و خَلق بیشتر مى شود و سعى دارند نعمت ها همه در جاى خود مصرف شود، و چیزى از آن ضایع نگردد، آنها بندگان شكرگزارى هستند و شایسته فزونى نعمت .

همان گونه که انسان باید شکر نعمت هاى پروردگار را بگذارد، هرچند هیچ انسانى قادر بر این کار نیست، حداقل اعتراف به عدم توانایى شکر نعمت کند که این خود نوعى شکر نعمت است، باید در برابر انسان ها نیز همین حالت را داشته باشد و شکر خالق بدون شکر خلق، همان خلقى که واسطه نعمت بوده، کامل نمى شود.

در همین زمینه حدیثى از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که مى فرماید: «روز قیامت که مى شود بنده اى را در صحنه محشر حاضر مى کنند و در حضور خداى متعال مى ایستد و خداوند دستور مى دهد او را به سوى آتش دوزخ ببرند. عرضه مى دارد: خداوندا! دستور دادى مرا به سوى دوزخ ببرند در حالى که قرآن مى خواندم (و به قرآن عمل مى کردم) خدا مى فرماید: بنده من، نعمت هایى به تو عرضه داشتم و تو شکر نعمت نگزاردى. عرضه مى دارد: پروردگارا! تو فلان نعمت را به من دادى و من فلان گونه شکر آن را ادا کردم و نعمت دیگرى به من دادى شکر آن را نیز گزاردم و پیوسته نعمت ها را ذکر مى کند و شکرگزارى آنها را. خداى متعال مى فرماید: بنده من راست مى گویى; ولى تو شکرگزارى در برابر کسى که واسطه نعمت بر تو بود نداشتى و من به ذات مقدسم سوگند خورده ام که شکر بنده اى را نپذیرم که در برابر واسطه نعمت من به خلقم شکرگزار نباشد.(1)

ادامه نوشته

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد 17 شهریور در سال 60

 بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

سالروز هفدهم شهریور که گزارشگر جنایات شاهنشاهی ضد انسانی و اسلامی است و از ایام‏اللّه‏ و نشانگر مقاومت و شجاعت و ایستادگی ملت در مقابل ستمگران و جنایتکاران است، در خاطرۀ ملت مبارز ایران زنده است و زنده خواهد بود.

ملت شجاع و رزمندۀ ایران در آن روز و روزهای اختناق و جنایت به دست دژخیمان شاه مطرود، نشان داد که تا رسیدن به هدفهای انسانی ـ اسلامی خود چون سدی آهنین ایستاده و از قتل‏عامها و کشتارهای وحشیانۀ دسته‏جمعی هراس به خود راه نداده و راه خود را شجاعانه ادامه می‏دهد. از هفدهم شهریور تا امروز سالروز افتخارآمیز آن، هرگز سستی و فتوری در ارادۀ آهنین ملت انقلابی ایران حاصل نشده، بلکه هر واقعه و فاجعه‏ای او را مصمم‏تر و منسجم‏تر می‏کند.


ادامه نوشته

سنگ بردار و بزن...


 شعري از حسين هدايتي

سنگ بردار و بزن اين شب آويزان را

 تا كه برهم بزني خواب خوش شيطان را 


سنگ، قانون دهان كوب زمين است، بزن

 آه! موسيقي خشم تو همين است، بزن


 زندگي زير لگدهاي هيولا، سخت است

 رقص شيطان، وسط مسجدالاقصي، سخت است


 آب در كاسه خشم است كه خون خواهد شد

 چشم اگر باز كني،كن فيكون، خواهد شد


 نفس ويران شده در حنجره من، اي قدس 

اولين خانه بي‌پنجره من، اي قدس


 شب آواره از آغوش تو، بالا نرود

 خون پاك تو، به حلقوم يهودا نرود


 كوچه‌هايت اگر از ابرهه و نيل، پُر است

 آسمانت ولي از خشم ابابيل، پُر است


 شهر من! سنگ تو خاصيت باران دارد

 سنگ، خون جگر توست كه جريان دارد


 تيغ در دست خطرناك‌ترين دژخيم است

 نوبتي باشد اگر، نوبت ابراهيم است

یه عکس هم گذاشتم تا یادمون نره که مسجدالاقصی اونیه که سمت چپه و اونو با قبه الصخره که گنبد طلایی داره اشتباه نگیریم.

پاسخ به چهار پرسش درباره امام زمان(عج)


۱. چگونه می‏توان امام زمان‏(عج) را شناخت؟

شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاریخی» و «شناخت واقعی» که از قسم نخست مهم‏تر است. مسئله مهم این است که ما آن حضرت را به حقیقت بشناسیم و ایشان نیز ما را ببیند؛ نه اینکه ما حضرت را ببینیم.

در زمان پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم (که مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زیادی آن وجود مبارک را می‏دیدند، اما خدای سبحان درباره آنها فرمود: ﴿و تراهم ینظُرُون اِلیک و هُم لایُبصرون﴾[۵]؛ آنها را می‏بینی که به تو می‏نگرند؛ ولی تو را نمی‏بینند. اهل نظر هستند، اما اهل بصیرت نیستند. هنر این است که به گونه‏ای باشیم که وجود مبارک امام زمان(علیه‌السلام) ما را ببینند.

در قرآن کریم آمده است: خدا که بر همه چیز بصیر است، در روز قیامت به عده‏ای نگاه نمی‏کند: ﴿ولایُکلّمهم اللّه و لاینظرُ اِلیهم یومَ القیامةِ و لایزکّیهم﴾[۶] و نگاه تشریفی خود را نسبت به عده‏ای اعمال نمی‏کند.

اگر ما در مسیر صحیح حرکت کنیم، آن حضرت ما را می‏بیند.

۲. دلیل قرآنی وجود حضرت حُجّت (عج) چیست؟

ادامه نوشته

رمز ورود به بهشت چیست؟

سعادت و كرامت هر كسی وابسته به بندگی اوست نه نام و نشانش، بنابراین فقط مسلمان بودن و یا... سودی نخواهد داشت و صاحبش را به هیچ به كمالی نمی‎رساند، بلكه آنچه سود دهنده است عمل با اخلاص و تسلیم فرمان مولا شدن است و حتی این عنوان‎ها، بدون عمل و پیامبران نیز سوددهی ندارد تا چه رسد به پیروان ادعایی آنها و این است پیام روح‎افزای الهی در قرآن كریم كه «اگر پیامبران نیز عمل نكرده و شرك بورزند، همه اعمالشان پوچ شده و اثری نخواهد داشت.» [1]

توضیح بیشتر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س)

در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س) انتخاب شده است.


۱ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج ۱۶، ص ۲۱۱.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.


۲ قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج ۱، ص ۹۳.)

در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.

 

 

 


ادامه نوشته

چگونه برخی بدعاقبت می شوند؟

حجت الاسلام قرائتی در پاسخ به این سوال که «چگونه برخی بدعاقبت می شوند؟» پاسخ داده است:

«کسانی که دست به کارهای به ظاهر جزئی می زنند،مثلا سیگار می کشند،یکدفعه مواجه با یک خطر کلی می شوند که آثار همان سیگارهای جزئی است،مانند تنگی نفس و از کار افتادن قلب.

قرآن می فرماید:«کسانی که پی در پی کار بد انجام می دهند( و به فکر توبه و جبران نیستند) سرانجام آیات الهی را تکذیب می کنند و حق را به تمسخر می گیرند(ثم کان عاقبه الذین اساواالسوی ان کذبوابایات الله و کانوا بها یستهزون)(1)و به عذاب الهی گرفتار می شوند.(کان عاقبه الذین من قبلهم دمر الله علیهم)(2)


1-سوره روم،آیه 10

2-سوره محمد،آیه 10

شب های سرد و گرمای شهادت

کردستان بودیم، منطقه عملیاتی کربلای 10، زمین از برف سفید پوش شده بود و هوا سرد.

داخل چادر زندگی می کردیم و چادر ها برای در امان ماندن از دید دشمن (کوموله و دمکرات، عراقی ها، مزدوران محلی) در شکاف و دامنه های ارتفاعات زده شده بود، روی چادر ها چند لایه پلاستیک کشیده بودیم تا هم از گزند سرما در امان باشیم و هم آب باران و برف به داخل چادر نفوذ نکند، کف چادر هم چند لایه پلاسیتک کشیده بودیم تا هم پایمان یخ نزند و هم آب باران از زیر آن عبور کند، بعضی شب ها به خوبی عبور آب را زیر پا هامون احساس می کردیم. کار به جایی رسید که شیب داخل چادر رو به سمت وسط چادر درست کردیم طوری که یه جوی کوچک از وسط چادر می گذشت، چراغ والر رو روشن می کردیم و کنار جوی داخل چادر می نشستیم و دلمون رو روانه زاینده رود اصفهان می کردیم.




کیسه های خواب رو کسی جمع نمی کرد، هر کی از نگهبانی که برمی گشت مستقیم می رفت داخل کیسه خواب تا کمی گرم بشه. نگهبانی یعنی سردی کشیدن با دلهره از نشستن یک تیر توی پیشانی

یک ساعت بدون حرکت یک جا نشستن و به ارتفاعات اطراف خیره شدن.

گاهی اسلحه اونقدر یخ می کرد که وقتی از نگهبانی بر می گشتیم می گذاشتیم کنار چراغ والر تا یخ هاش آب بشه. بیشتر بچه ها سرما خورده بودند، اما تحمل بچه ها فرق می کرد.

غروب که می شده به دلهرة عجیبی دچار می شدیم، شدت سرما زیادتر می شد! و تعداد سنگر های نگهبانی زیادتر می شد! و ساعات نگهبانی بیشتر.

بیماری بچه ها، سرمای شدید، رعایت سکوت در شب، دید کم، حساس بودن (اغلب مزدوران محلی با توجه به شناخت و مانوس بودن با شرایط آب و هوا این ایام به ما حمله می کردند).


چند شب پشت سر هم اتفاق افتاد که برای نگهبانی بیدارمون نکردن، فکر کردیم حتما پاسبخش ها خوابشون برده، صداشو در نیاوردیم که زیرآب کسی نخوره و ما توی کیسه خواب های گرم، راحت می خوابیدیم.

اما کم کم برای همه سئوال شد. سه تا پاسبخش داشتیم هرچی سئوال کردیم یه جوری ما رو می پیچوندن و جواب درستی نمی دادند.


یکی ار بچه ها حالش خیلی بد شد، بدجور سرما خورد، خیلی به حالش غبطه می خوردیم که ایکاش جای اون بودیم و چند شب از نگهبانی معاف می شدیم و...!

یکی ار پاسبخش ها وقتی حرف های ما رو شنید دیگه طاقت نیاورد گفت بچه ها برای شفای حسن دعا کنید، بعد زد زیر گریه گفت: به خدا، هر وقت حسن علائم بیماری رو در چهره یکی از شما می دید، ما رو قسم می داد که شما رو بیدار نکنیم او به جای شما نگهبانی می داد و ما رو قسم داده به شما نگیم.

آن شب از خودمون خجالت کشیدیم، ما کجا و حسن کجا؟!


امروز یه چیزی میگم و یه چیزی شما می شنوید نگهبانی پشت سرهم اون هم توی اون هوا و توی اون موقعیت کار همه نبود، کار حسن بود که امروز او پیش ما نیست، کار غواص شهید حسن منصوری بود که در عملیات کربلای چهار آسمون شهادت را گرم کرد.


چرا بعضی دعاها مستجاب نمی‌شود؟

حجت الاسلام قرائتی در پاسخ به این سوال که «چرا بعضی دعاها مستجاب نمی‌شود؟» پاسخ داده است: اگر به جای بنزین مخصوص، گازوئیل یا آب در باک هواپیما بریزیم، پرواز صورت نمی گیرد، دعای کسانی مستجاب می شود که در شکم آنها لقمه حرام نباشد.

در حدیث می خوانیم «من سره ان یستجاب دعائه فلیطیب کسبه» هر کس دوست دارد دعایش مستجاب شود، درآمد و لقمه خود را پاکیزه و حلال کند. بگذریم که دعا به معنی طلب خیر است و بسیاری از خواسته‌های ما خیر نیست و ما خیال می‌کنیم خیر را طلب می‌کنیم.

تولید ملی، حمابت از کار و سرمایه ایرانی

سال 90 به آخرین لحظات خود رسید وهمچون هرسال در آغازین لحظات سال جدید ،چشمه سارهدایت کشورمان با بیان گرم،مشفقانه، آینده بینانه و مبتنی بر شناخت عمیق و دقیق از واقعیات صحنه ی زندگی مردم و نیازهای اساسی کشور و به اتکای مسئولیت سنگین هدایت و راهبری دولت و ملت، شعار برگرفته از شعور ایمانی و ایرانی سال 91 را  تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی قرار دادند.

در پی پیام نوروزی سال 1391 امام خامنه ای مبنی بر سال "تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی" جوانان خوش ذوق اقدام به سرودن اشعاری در این زمینه نموده اند که منتشر می گردد.

ماپیرو این امام شیرین سخنیم

سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم

از بهر "حمایت از تلاش و تولید"

رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم

---------

با امر رهبرم که ز رحمان موید است

دیگر به جنس خارجیان رو نمی کنیم

ما حامیان کار و تلاشی مضاعفیم

با تنبلی و سست شدن خو نمی کنیم

---------

برخیز که فخر هفت اقلیم شویم

در نزد خدا و خلق تکریم شویم

فرمود ز تولید حمایت بکنیم

تا شاهد مرگ طرح تحریم شویم

---------

امسال تمام شهر قرآنی شد

تولید و تلاش و کار ، ایمانی شد

با حکم ولی و بردن نام علی

سرمایه ی ما دوباره ایرانی شد

---------

باز هم با امر تو تجدیدبیعت می کنیم

عرصه ی تولید ملی را حمایت می کنیم

کار و سرمایه که جای خود، بدان آقای من

ما تمام هستی خود را فدایت می کنیم

جهان بعد از این

داستان کسایی که آخرت رو انکار میکنند مثل این دو تا میمونه...

داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟

آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟

-

-

نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک روشنفکرم

منظورم اینه ، مگه تو تا حالا مامان رو دیدی؟

توزیع درآمد از دیدگاه اسلام

نویسنده: مهدی جعفری

تئوری توزیع درآمد مهمترین تئوری اقتصاد اسلامی می‏باشد زیرا که بیان مکانیسم استقرار قسط و عدل اقتصادی بین افراد مختلف جامعه اسلامی می‏باشد و يکي از اهداف تشريع دين تحقق عدالت در جامعه است.

نظام اقتصادی اسلام، توزیع عادلانه‏ی ثروت و درآمد را در سه مرحله ترسیم کرده است:
۱- پیش از تولید: مقصود از پیش از تولید، شیوه‏ی بهره برداری مسلمانان از ثروت‏های طبیعی نظیر زمین، آب، مباحات عمومی (ماهی‏ها وپرندگان و...) است که نخستین و مهمترین عامل ایجاد شکاف طبقاتی است. در این مرحله حدودی مشخص شده که از انباشته شدن ثروت در دست گروهی خاص جلوگیری می‏کند.
۲- بعد از تولید: وقتی منابع نخستین در جریان تولید قرار می¬گیرد، سود حاصل از آن‏ها میان افرادی که در جریان تولید دخالت داشتند، تقسیم می‏شود. در نظام سرمایه داری، تکیه اساسی در این توزیع بر سرمایه است وهمین امر موجب استثمار کارگران می‏شود. در اسلام قواعدی تنظیم شده که وقتی سرمایه در ریسک تولید شرکت نکند، سهمی در سود ندارد (تحریم ربا) و نیروی کار می‏تواند از طریق مزد یا مشارکت در فرایند تولید و تجارت به سهم خود دست یابد.(مزارعه، مساقات، مضاربه)
۳- توزیع مجدد: در دو مرحله پيشين، ملاک اصلی توزیع ثروت و منابع در بین افراد، کار بود (به لحاظ این که سرمایه را نیز نوعی کار ذخیره بنامیم) اما دراین مرحله ملاک توزیع، نیاز افراد است. بی¬تردید ناتوانی گروهی از افراد از شرکت در فعالیت¬های اقتصادی و نیز وجود برخی از عوامل طبیعی در فرایند تولید (اختلاف در استعداد ریسک پذیری و شرایط اقلیمی) سبب تفاوت در درآمد افراد شده ، به بروز شکاف طبقاتی منجر می‏گردد. این مرحله از توزیع درآمد که با بحث سیاست گذاری ارتباط نزدیکتری دارد، از طریق گرفتن مالیات‏های گوناگون از طبقات ثروتمند جامعه و حمایت از اقشار محروم و ناتوان تحت عنوان کمک‏های انتقالی و تامین اجتماعی صورت می‏گیرد.
فلسفه توزیع مجدد، در نظام سرمایه داری سیاست حمایت از فقرا و توزیع مجدد درآمد، فاقد مبانی فلسفی است و تنها به عنوان یک ضرورت اجتماعی، برای حفظ سرمایه داران مطرح است. در نظام اسلامی، سیاست توزیع مجدد درآمد از پشتوانه فلسفی محکمی برخوردار است. در نگرش اسلامی، نیازمندان در اموال ثروتمندان حق دارند و تامین فقرا از سوی توانگران واجب کفایی است. 

تحریم ایران توسط

شهید احمدی روشن

شب اربعین امسال اول مراسم عزاداری امامزاده علی اکبر(علیه السلام) چیذر، حاج محمود کریمی به این نکته اشاره می کنه که امسال جای بعضی ها تو مراسم عزاداری خالیه از جمله شهید مصطفی احمدی روشن که به خانواده اش قول داده بوده اونارو شب اربعین بیاره امامزاده ولی ....


بعد از اون حاج محمود غزلی را که برای این شهید سروده میخوانه.


برای استفاده دوستان متن غزل را همراه با نوای حاج محمود کریمی توی این وبلاگ گذاشته شده.


امیدوارم اون شهید بزرگوار برام دعا کنه.



راه محبین علی روشن است

راه حسین و زینبی بودن است


هر که پی حضرت حق می رود

رخت جهادش همه جا بر تن است


رزم فقط رزم به شمشیر نیست

گاه تفکر به قلم بردن است


کار موید به امام زمان

معنی لبیک عمل گفتن است


کار خمینی چه اثر داشت که

عِلم و عَلَم رونق جنگیدن است


دانش در چله اخلاص چیست؟

تیر خلاصی به تن دشمن است


کشته شدن در ره عشق ولی

 آرزوی احمدی روشن است


برای دانلود صدا اینجا کلیک کنید

دلبسته

من مست شراب دل روحانی خویشم

مجنون علی رهبر عرفانی خویشم


هر چند حیا میکنم از دلبر دلها

دلبسته یِ دلدار خراسانی خویشم
ادامه نوشته

یه چیزایی درباره جانستان کابلستان

چند روز پیش رفتم نمایشگاه کتاب، گفتم حالا که با رفقا تا اینجا اومدیم کتاب جدید امیرخانی به نام "جانستان کابلستان" رو بخرم و مثل دفعات پیش از این ور و اون ور قرض و قوله نکنم. کتاب رو خریدم و از شانس خوب آقای امیرخانی تو غرفه بود و دادم یه امضا هم تنگ کتاب بزنه که زد. از اونجایی که چند تا خط کج و کوله رفع نیاز نمیکرد مجبور شدم خوم یه چند خطی رو از طرف آقا رضا به خودم تقدیم کنم . پس همینجا باید از امیرخانی تشکر کنم به خاطر تقدیمیه طولانی و باحالش اونم به اسم خودم، برای من (!)

حالا درباره کتاب:

این کتابم مثل باقی کتابهای امیرخانی نثر جذابی داره که تا آخر کتاب مارو به دنبال خودش میکشونه. با خوندن کتاب میفهمیم که جانستان کابلستان هم در راستای کتابهای قبلی نمایانگر یک تفکر انتقادی و همراه با نگاه نکته بینی به جهان اطرافه.

از همون اول که خوندنش رو شروع کردم دنبال این بودم که ببینم تو فصل انتخاباتیات چی میخواد بگه و چرا این چند وقت ساکت بوده. احتیاج نبود تا اون فصل صبر کنم فرار از نظر دادن در مورد انتخابات رو از همون اول کتاب توضیح داده بود (که مثل فرار از وجدان نشدنی بود.) تا جایی که بالای قله دماوند هم ولش نکرد.اینجای کتاب خیلی جذاب بود و یه جورایی علت سفر رو هم توضیح میداد. خلاصه برای من یکی که دانشجو هستم عجیب بود که چطور دانشجویی که هفته ای یک بار نظر سیاسیش تغییر می کنه میتونه (و باید) در مورد مسایل سیاسی نظر بده اما این آقا رضای ما نمیتونه و طبق گفته خودش کارش یه چیزه دیگه ایه و از این جور توجیهات. . .؟

یه کم که جلوتر رفتم با رسیدن به منطق جالبی که امیرخانی برای استفاده از آبپاش در کنترل تظاهرات میاره کلا نظرم تغییر کرد و گفتم بهتر شد این چند سال راجع به انتخابات چیزی نگفت. نه این که چرت و پرت گفته باشه درباره ی آبپاش ولی استدلالش به شدت آبکیه. . . فتامل . . .

به قول خودش   "در عین حال اینجور شخصیت‌ها به نشان محبوبیت‌شان و به دلیل تخصص‌شان به شدت مردمی هستند و قسمتی از حرف ایشان حرف مردم است و شنیدنی، شنیدنی‌تر از حرف هر مسئول و وکیل و وزیری اما قسمت سیاسی حرف‌شان اصالتا غیرتخصصی است."  اما اینجا یادش رفته که ما همون هرف غیر تخصصیشونم از هزارتا مثلا تخصصی بیشتر دوست داریم که این شامل خود آقای امیرخانی هم میشه.

اما تو فصل انتخاباتیات بالاخره با همون امیرخانی قدیم آشنا میشیم و تحلیل کلیش چیز خوبی از کار در اومده.

در مورد متن سفرنامه کتاب باید بگم که فوق العاده نگارش شده اما در مقایسه با امیرخانی(نه بقیه نویسنده ها) میشد که بهتر باشه. چند وقت پیش بود که چند صفحه در مورد سمپاد نوشته بود، برای من که سمپادی بودم فوق العاده بود (مثل همیشه) هر صفحه یک نکته جذاب بدور از زیاده گویی، به شدت خنده دار و گریه دار. این کتاب هم اگه خلاصه بشه چیزی کم نداره . تو همه احساسات ما رو همراه خودش میکنه چه تو اضطراب تاخیر هواپیما و چه تو خنده به دکتر تقلبی و  . . .

با همه این حرفا هنوزم هرچی از امیرخانی یا درباره امیرخانی ببینم سریع میخونم گویا متنش عجیب کش دارد.